دیشب با غم خوابیدم. همان دردها و فکر و خیال همیشه. امروز دلم میخواست کسی خبر خوبی برایم داشته باشد. تا ساعت یک در تخت غلط زدم. دلم می خواست موبایل زنگ بخورد و با خبر خوب از جا بپرم. به همهی آدمها فکر کردم. به خبرهای خوبی که هر کسی میتوانست برایم داشته باشد و نداشت. بلند شدم. بیهوده دور خودم چرخیدم. تنها خبر امروز این بود: ریحانه جباری اعدام شد.
این هم از امروز.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر