هر روز صفحه نیازمندیهای همشهری را نگاه میکنم. توی صفحه استخدام دنبال مدرس زبان و کارمند مترجم میگردم. اول مدرسها را نگاه میکنم. خب هر چند روز یکبار بالاخره آموزشگاههایی پیدا میشوند که مدرس مجرب فرانسه بخواهند. میگویم مطمئنا من را انتخاب نمیکنند چون مجرب نیستم. بعد میروم سراغ مترجمها. باز هم هستند موسساتی که دانشجو میخواهند تا برایشان ترجمه کند و پولش را ندهند. میگویم نع! ترجمه کردن برای اینها فایدهای ندارد. چند تا فحش نثار خودم میکنم و میروم چای میخورم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر