کارهایی که الآن دارم میکنم، خوشگذرونی مدام، دائم جشن و نوشیدن و رقصیدن، طبیعتا باید دلخوشی ده سال پیش من بود. پس آن روزها چه کار میکردم؟ چرا انقدر آن روزها تلخ و پراسترس و تنها بودم؟ آدمهای هم سن و سال من، دغدغههای سی سالگی و آینده، الآن برایم بیمعنیاند. و حالا مغز سرزنشگرم نمیگذارد آنی باشم که میخواهم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر