لاهیری در مصاحبهاش با امیرحسین حقیقت گفته بود موقع تایپ کردن داستانها، از کامپیوتری که به اینترنت وصل نیست استفاده میکند. حق هم دارد. اینترنت لعنتی هیچ فضایی را در ذهن برای تمرکز کردن خالی نمیگذارد. امتحان میکنم. موقع نوشتن وایرلس را خاموش میکنم و پشت سر هم مینویسم. چیزهایی را که حتا روزها پیش تمرین کرده بودم تا هرگز فراموش نکنم، واضح جلوی چشمانم میبینم. کلمه به کلمه. مینویسمشان و لبخند میزنم. آفرین به این ذهن کلمه نگهدار. حالا اگر نت وصل باشد یک دقیقه قرار ندارم. دائم صفحهی جیمیل را ریفرش میکنم در انتظار ایمیل تازه. صفحهی فیس را باز میکنم و این سرزدن به فیس بوک هربار کلی وقت و تمرکزم را میگیرد. صفحه راهنمای همشهری را باز میکنم به امید کار و تلفن میکنم و رزومه میفرستم و پوووف. چقدر زمان گذشت. کجا بودم من؟ دنبال کدام کلمهی گمشده بودم؟ پرید!
اعتمادم را به آدمها از دست دادهام. پیش از این هم آنقدرها اعتماد نداشتم اما سعی میکردم تمرین کنم. حالا حتا سعی هم نمیکنم. بیشتر از هرچیزی، اعتمادی دیگر به چیزهایی که در خبرها میخوانم ندارم. روزهایی بود که صبحم را با زیر و رو کردن خبرهای سایتها شروع میکردم. حالا ولی، هر خبری که بخوانم، پوزخندی تحویل خبرنگار میدهم و صفحه را میبندم. به خوشیهای دیگران در اینستاگرام، به صداهاشان در اینستاریدیو، به نوشتهها و هیچ چیزی دیگری باور ندارم. با خودم فکر کردم شاید بهتر است فرض کنم هیچ کدام از آنها را نمیشناسم و فقط عبور کنم از هر چیزی که از خودشان ثبت میکنند. یا شاید هم اصلا کناره بگیرم از کارهاشان. غذاهایی که میخورند، سفرهایی که میروند، گالریها و همه چیز بماند برای خودشان و من بمانم برای خودم با خلوتی که خیلی وقت است میخواهم برای خودم بسازم.
از طرفی هم از تنهایی میترسم. از اینکه نکند فراموشم کنند آدمهایی که روزی لایکم میزدند و با فرو کردن عکسهام توی چشمشان، خودم را، زندگی و روزمرگیام را بهشان ثابت میکردم. باز هم ولی ور همه چیز به تخمم میگوید بگذار بکنند. آنهایی که برای تو چیزی نبودند جز لایک، که دلداری دادنشان، غصه خوردن و شادی و گریه کردنشان را با همان لایک ساده نشانت میدادند، بگذار همین طور دستشان خشک شود روی موس با صدای کلیک کلیک کلیک لایک کردن.
میخواهم آدمها را بیاورم توی دنیای واقعی تا کمتر بهم دروغ بگویند. تا خندههاشان را ببینم و فکر نکنم که خندهی واقعیشان همان دونقطه دی کثافت است. میخواهم آدمها را بغل کنم، بنشانم کنارم، دل بدهم، قلوه بگیرم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر